السيد الطباطبائي

222

مجموعه رسائل ( فارسى )

كمال امت خود را دريافته با شناخت كامل آن‌ها تلاش مىكند كه مردم را از ورطهء هلاكت رهايى بخشد و از حضيض بربريت به قلهء تمدن و مدنيت برساند . چنين نابغه‌اى ، آرا و عقايدى را كه از پيشينيان به ارث برده با مقتضيات عصر خويش تطبيق مىدهد ، و آن‌ها را به رنگ محيط زندگى خود در مىآورد ، و براى مردم يك سلسله اصول اجتماعى و قوانين كلى عملى تنظيم مىكند ، تا زندگى آنان را سر و سامان دهد ؛ آن گاه براى تكميل اين قوانين يك سلسله مسائل اخلاقى و احكام عبادى را - كه يك جامعهء صالحه و مدينهء فاضله بدون آن تحقق نمىيابد - بر آن‌ها مىافزايد تا نيازهاى روحى مردم را نيز تأمين كند . اين نويسندگان مغرض و يا منحرف از چنين فرضيه‌اى بىاساس به نتيجه‌هاى زير رسيده‌اند : 1 . پيامبر كسى است كه از نبوغ سرشار برخوردار است ، و قوم خود را به اصلاح امور اجتماعى دعوت مىكند ؛ 2 . وحى همان نقش بستن افكار اصلاح طلبانه در ذهن چنين انسانى است ؛ 3 . كتاب آسمانى عبارت است از مجموعهء افكار بلند و برجستهء او ، به دور از اغراض شخصى و هوس‌هاى نفسانى ؛ 4 . فرشتگانى كه پيامبران از آن‌ها سخن مىگويند ، عبارتند از : قواى طبيعى حاكم بر اين جهان ، كه امور طبيعى جهان طبيعت را تدبير و تنظيم مىكنند ، و يا قواى نفسانى خاصى هستند كه كمالات را بر نفوس افاضه مىنمايند . روح القدس مرتبه‌اى از روح طبيعى است كه افكار مقدس و عالى از آن تراوش مىكند . شيطان مرتبه‌اى از روح است كه افكار پست و پليد از آن پديد مىآيد ، و انسان را به انجام كارهايى كه جامعه را به تباهى مىكشد ، فرا مىخواند . آنان لوح ، قلم ، عرش ، كرسى ، حساب ، كتاب ، بهشت ، جهنم ، و ديگر معارف گران‌قدر اديان را نيز آن چنان توجيه مىكنند كه با مطلب كلى مورد نظرشان متناسب باشد ؛